ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

76

الفهرست ( فارسى )

برود . از حج كه برگشتم بديدارش رفتم ، ديدم كه او تمام حروف را به همان‌گونه كه در صدر كتاب است تأليف كرده ، و آن را از حفظ براى من املا نمود ، و در جايى كه ترديد پيدا مىكرد ، از من مىخواست كه تحقيقى در آن نموده ، در صورت صحت ، آن را بنويسم . و بهمين‌گونه عمل كرديم ، تا تمام اين كتاب از كار درآمد « 1 » . على بن مهدى گويد : من از محمد بن منصور يك نسخه از همان كتاب العين را گرفتم كه محمد بن منصور از ليث بن مظفر نسخه‌بردارى كرده بود ، و ليث از فقهاء و زهادى بود كه مأمون كوششى داشت او را بقضاوت تعيين كند و او نپذيرفت ، و ابو هندام كلابى از وى روايت كرده است . محمد بن اسحاق گويد : نسخهء كه دعلج داشت ، همان نسخهء ابن علا سجستانى بود . و ابن درستويه گويد : ابن علاء از آن اشخاصى بود كه براى شنيدن اين كتاب حاضر مىشد . گروهى از علماء اشتباهات و تصحيفاتى از خليل در كتاب العين گرفته‌اند ، كه او چيزهاى مستعملى را مهمل ، و چيزهاى مهملى را مستعمل دانسته است . و از اين گروهند : مفضل بن سلمه ، و عبد اللّه بن محمد كرمانى ، و ابو بكر بن دريد ، و جهضمى ، و هناء دوسى « 2 » . و گروهى از علماء نيز به پشتيبانى از خليل برخواسته ، و هر دستهء دسته ديگر را تخطئه كرده‌اند ، كه ما آن را در جاى خود ، هنگام شرح احوال اين اشخاص ، ذكر خواهيم كرد ان‌شاءالله تعالى . و نيز اين كتابها از خليل است : كتاب النغم - كتاب العروض ، كتاب الشواهد . كتاب النقط و الشكل . كتاب فائت العين . كتاب الايفاع . نام مشاهير فصحاء اعراب « 3 » كه علماء از آنان شنيده‌اند ، و شمهء از اخبار و انساب آنان محمد « 4 » گويد : در اينجا مقتضى دانستيم از آنان يادى نمائيم و لو آنكه زمان و مكان اين اشخاص با هم تفاوت زيادى دارد . زيرا علما از آنان آموخته بودند ، و ما نام آنها را بدون رعايت ترتيب در اينجا ذكر مىنمائيم . افار بن لقيط گويند : - او بر تپهء بلندى از سرگين جلوس مىكرد ، و اصحابش گرداگرد او نشسته ، و

--> ( 1 ) جب در پاى صفحه دارد ( با دستور منقول از مصنف رحمه اللّه مقابله گرديد ) . ( 2 ) ف ( السدوسى ) . ( 3 ) ف ( فصحاء العرب ) وجب ( فصحاء الاعراب ) و كلمه اعراب اختصاص بباديه‌نشينان دارد ، و مقردان ؛ اعرابى است ( المنجد ) . ( 4 ) ظاهرا همان ، محمد بن اسحاق ، مؤلف كتابست .